تو را آرزو نخواهم کرد .هرگز!
تو را لحظه ای می خواهم که با دل خود بیایی نه با دعای من .
برو با یار خود بنشین مه من بار سفر بستم
که بعد رفتن هزار افسوس خواهی خورد که
فلانی یار خوبی بود من قدرش ندانستم...
کلمه ای نیست بین من و تو ......این واو حرف بی ربط است.
دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن من
است.....روی آن نقطه هم
میخ می کوبم و قاب عکس تو را آویزان میکنم.
نظرات شما عزیزان: